احمد بن محمد ميبدى
20
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
92 - ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً . پس از آن باز بر پى چاره جستن ايستاد . 93 - حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا . تا آنكه ميان دو بلندى رسيد ، گروهى ديد جز آن كسان ( در غرب و شرق ) كه هيچ سخنى در نمىيافتند ! 94 - قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا . گفتند : اى ذو القرنين اگوگ ما گوگ « 1 » در زمين تباهى مىكنند آيا ممكن است تو را خراجى دهيم تا ميان ما و آنها سدّى قرار دهى ؟ 95 - قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً . گفت : خداوند دسترسى و توان مرا بهتر از خراج شما داد ، پس مرا به نيروى تن يارى دهيد تا ميان شما و ايشان ديوارى برهم نهيم . 96 - آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً . مىگويد مرا ( خاى ) تيكههاى آهن آوريد تا از زمين تا سر كوه ميان دو كوه پولاد برهم نهم و گفت آنقدر بدميد تا آهن مانند آتش سرخ شود آنگاه مس گداخته آوريد كه روى آن تخته آهنها ريزيم ( تا بهم جوش خورند و يكپارچه شوند ) . 97 - فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً . پس آنها نتوانند بر سر ديوار پولادين آيند و نتوانند كه آن را بسنبند و سوراخ كنند . 98 - قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا . ذو القرنين گفت اين ديواركشى بخشايشى است از پروردگار من و چون آن هنگام آيد كه پروردگار من خواسته است ، اين ديوار نيست و نابود گردد ! و وعدهء خداى من حقّ و راست و درست است . 99 - وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً . و واگذارديم آنها را آن روز ، كه از آن سدّ بر يكدگر مىآويزند و چون صور آخر دردمند ، ايشان را در عرصهء رستاخيز بهم آريم بهم آوردنى ! 100 - وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً . و آن روز دوزخ را براى كافران ديدارى قرار دهيم ديدار دادنى ! 101 - الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً . آن كافرانى كه چشمهاى دلشان از شناخت ما در پرده است و گوش نداشتند و نتوانستند ياد ما بشنوند . 102 - أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا . آيا آنان كه كافر شدند چنين پنداشتند كه بندگان مرا ( عيسى - مريم - عزير ) فرود از من به خدائى گيرند ؟ ما دوزخ را براى كافران جايگاه قرار داديم . 103 - قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا . ( اى پيغمبر ) به آنها بگو كه شما را خبر دهم از زيانكارتر كارگران و بيهودهتر رنجوران مردمان ، كه كيستند ؟ 104 - الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً . آنها كسانى هستند كه كوشش و رنج آنان در اين جهان باطل و تباه گشت و آنها مىپندارند كه كار نيكو مىكنند ! . 105 - أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً . آنان كسانى هستند كه به پيغامها و ديدار پروردگارشان كافر شدند ! پس كردههاى ايشان همه تباه شد و ما ايشان را فردا در سخن هيچ سنگ ننهيم .
--> ( 1 ) اين دو كلمه نام آن گروه است كه به يأجوج و مأجوج تعريب شده . و مىنويسند پشت كوه قاف هستند !